هنوز طنین درگیریهای اخیر بهطور کامل فروکش نکرده بود که صدای ریتمیک کورههای قوس الکتریکی، آغاز عصر جدیدی را در فلات ایران نوید داد. برای جامعه جهانی فولاد، ایران همواره نماد تابآوری بوده است؛ با این حال، چشمانداز پس از جنگ در سال ۲۰۲۶ یک «پارادوکس بازسازی» را به نمایش میگذارد؛ وضعیتی که در آن آسیبهای شدید به زیرساختها با ولع بیسابقه داخلی برای محصولات طویل و فولاد ساختمانی برخورد میکند.
۱. زخمهای جنگ: ارزیابی شکاف زیرساختی
چالش اصلی صنعت فولاد ایران در حال حاضر نه کمبود مواد اولیه، بلکه شکنندگی پیوند «انرژی-فولاد» است. حملات استراتژیک در طول درگیریها، گرههای کلیدی شبکه برق و ایستگاههای فشردهسازی گاز را هدف قرار دادند که شریان حیاتی واحدهای احیای مستقیم (DRI) ایران محسوب میشوند.
برآوردهای فعلی نشان میدهد که اگرچه پیکره اصلی غولهایی مانند فولاد مبارکه و فولاد خوزستان (KSC) تا حد زیادی سالم مانده است، اما ظرفیت عملیاتی آنها به دلیل ناپایداری مداوم شبکه برق به ۶۰٪ محدود شده است. بازسازی شبکه برق سراسری اکنون تنها عامل تعیینکننده نوسانات قیمت جهانی آهن اسفنجی است، چرا که کاهش تولید ایران، خریداران منطقهای را مجبور کرده است به دنبال جایگزینهای گرانتر در هند و کشورهای حوزه خلیج فارس باشند.
۲. رونق داخلی: عطش برای محصولات طویل
جنگ ذاتاً ویرانگر شهرهاست و پایان آن، بزرگترین کاتالیزور برای ساختوساز. وزارت راه و شهرسازی ایران از آغاز یک فاز عظیم بازسازی چندساله خبر داده است. این موضوع تمرکز داخلی صنعت را تغییر داده است:
-
میلگرد و تیرآهن: تقاضای داخلی برای محصولات طویل سالانه ۴۰٪ افزایش یافته است.
-
کف قیمتی: همانطور که در گزارشهای اخیر بازار اشاره شد، محصولاتی مانند میلگرد ذوبآهن اصفهان (ESCO) کفهای قیمتی جدیدی را ثبت کردهاند که نه تنها تحت تأثیر نوسانات ارزی، بلکه ناشی از کمبود واقعی مصالح ساختمانی مورد نیاز برای بازسازی بخشهای آسیبدیده است.
۳. تغییرات ارزی و جهش نرخ «حواله»
ساختار مالی تجارت نیز دچار تغییری بنیادین شده است. با تبدیل نرخهای نیما و سنا به یک نرخ واحد «حواله» که در حال حاضر در محدوده ۱۴۴,۰۰۰ ریال به ازای هر دلار نوسان میکند، هزینه کالاهای مصرفی وارداتی نظیر الکترودهای گرافیتی، نسوزها و قطعات یدکی تخصصی به شدت افزایش یافته است. برای فولادساز ایرانی، چالش دیگر تنها تولید فولاد نیست، بلکه حفظ نقدینگی لازم برای زنده نگه داشتن تکنولوژی در یک زنجیره تأمین جهانیِ ازهمگسیخته است.
۴. چرخش استراتژیک به سمت شرق
تغییر آرایش ژئوپلیتیک پس از آتشبس، سیاست «نگاه به شرق» را تثبیت کرده است. با باقی ماندن موانع سخت ناشی از تحریمهای غرب، تکنولوژی چینی و قراضه روسی در حال پر کردن خلأ موجود هستند. ما شاهد رشد قارچگونه «مینیمیلهای مدولار» (Modular Mini-Mills) هستیم؛ کارخانههای کوچکتر و چابکتری که میتوانند با شبکههای انرژی تجدیدپذیر محلی تغذیه شوند و وابستگی به زیرساختهای آسیبدیده ملی را کاهش دهند.
۵. نتیجهگیری: تیتان تابآور
صنعت فولاد ایران در حال حاضر مانند یک فنر فشرده است. این کشور دارنده دومین ذخایر گاز جهان و ذخایر عظیم سنگآهن در چادرملو و گلگهر است. چرخه «جنگ-فولاد» تاریخی، این صنعت را به یکی از بهصرفهترین صنایع جهان از نظر هزینه تبدیل کرده است.
با عبور از سال ۲۰۲۶، سوال دیگر این نیست که آیا ایران میتواند فولاد تولید کند یا خیر، بلکه سوال اینجاست که با چه سرعتی میتواند پلها و خطوط برقی را که کورههایش را به جهان متصل میکند، تعمیر کند. برای ناظر جهانی یک چیز روشن است: جاده ثبات در بازار فولاد خاورمیانه دقیقاً از مسیر بازسازی اصفهان، اهواز و بندرعباس میگذرد.
شاخصهای کلیدی بازار (میانگین مه ۲۰۲۶)
-
بیلت (FOB خلیج فارس): ۵۱۰ – ۵۲۵ دلار (بسته به در دسترس بودن کشتیرانی)
-
میلگرد داخلی (میانگین): ۶۵,۰۰۰ – ۷۸,۰۰۰ تومان/کیلوگرم
-
فاکتور محدودیت انرژی: بالا (احتمال قطعی برق در تابستان)
یادداشت سردبیر: این گزارش با استفاده از دادههای لحظهای بورس فلزات اصفهان و تهران تهیه شده و منعکسکننده ثبات ژئوپلیتیک فعلی تا تاریخ ۵ مه ۲۰۲۶ است.



