پرچم تحول دیجیتال در دستان مدیران عامل
گفت و گو با دکتر مهدی شامی زنجانی
(عضو هیئت علمی و استاد تمام گروه فناوری اطلاعات دانشگاه تهران، مؤسس و رئیس مؤسسه تحول دیجیتال دانشگاه تهران)
در دنیای امروز، تحول دیجیتال بهعنوان یکی از مهمترین عوامل بهبود بهرهوری و رقابتپذیری در صنایع مختلف شناخته میشود. اما این تحول در صنعت فولاد چگونه قابل پیادهسازی است و چه مزایا و چالشهایی به همراه دارد؟ برای بررسی این موضوع، با دکتر مهدی شامی زنجانی، متخصص حوزة تحول دیجیتال، به گفتوگو نشستیم. در این مصاحبه، به بررسی نقش فناوریهای دیجیتال در صنعت فولاد، مزایای تحول دیجیتال و موانعی که در مسیر اجرای آن وجود دارد، پرداختهایم. نخستین پرسش در مورد شکل نوین سازمان ها در دوران دیجیتال و هوش مصنوعی است.
شرکت یا سازمان قابلیتهای جدیدی را از طریق فناوریهای دیجیتال به خود اضافه میکند تا عملکرد بهتری داشته باشد و به مزیت رقابتی دست یابد. هدف اصلی این تحول، ساختن یک سازمان دیجیتال است. سازمان دیجیتال، سازمانی است که با بهرهگیری هوشمندانه از فناوریهای نوین، میتواند در بازار رقابتپذیرتر شود و عملکرد خود را بهینه کند.
وقتی از تحول دیجیتال صحبت میکنیم، در واقع از یک تغییر اساسی در ساختار و فرآیندهای کسبوکار حرف میزنیم. سازمانها با استفاده از فناوریهای دیجیتال میتوانند سریعتر، هوشمندتر و کارآمدتر عمل کنند. در صنعت فولاد، این تحول میتواند به افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها و بهبود پایداری منجر شود.
مزایای تحول دیجیتال در صنعت فولاد چیست؟
مطالعات بینالمللی و تجربیات داخلی نشان میدهند که تحول دیجیتال در صنعت فولاد، مزایای متعددی را به همراه دارد که در چهار حوزه اصلی قابل بررسی هستند:
۱. بهرهوری (Productivity)
یکی از مهمترین دستاوردهای تحول دیجیتال، افزایش بهرهوری است. فناوریهای دیجیتال به ما کمک میکنند تا فرآیندهای تولید را بهینهسازی کنیم، هزینههای عملیاتی را کاهش دهیم و کیفیت محصولات را ارتقا بخشیم. بهعنوان مثال، استفاده از اتوماسیون پیشرفته و هوش مصنوعی میتواند کارایی تجهیزات (Overall Equipment Effectiveness – OEE) را افزایش دهد و ضایعات را به حداقل برساند. در نهایت، این موضوع منجر به کاهش قیمت تمامشده محصولات فولادی میشود.
۲. چابکی (Agility)
در دنیای متغیر امروزی، شرکتهای فولادی نیاز دارند که به تغییرات بازار سریعتر واکنش نشان دهند. تحول دیجیتال باعث میشود که فرآیندهای تصمیمگیری سریعتر و دقیقتر شوند و شرکتها بتوانند با انعطاف بیشتری نسبت به تقاضای بازار، تولید خود را تنظیم کنند. استفاده از دادهکاوی، هوش مصنوعی و یادگیری ماشین میتواند به شرکتها کمک کند تا روندهای بازار را بهتر پیشبینی کنند و استراتژیهای خود را بهصورت پویا تنظیم کنند.
۳. پایداری (Sustainability)
یکی از مهمترین چالشهای صنعت فولاد، مصرف بالای انرژی و تأثیرات زیستمحیطی آن است. تحول دیجیتال در این زمینه میتواند راهگشا باشد:
- بهینهسازی مصرف انرژی (Energy Efficiency)
- کاهش مصرف آب (Water Consumption Reduction)
- کاهش انتشار گازهای گلخانهای و دیاکسید کربن
این تغییرات نهتنها به بهبود عملکرد زیستمحیطی کمک میکنند، بلکه با کاهش هزینههای انرژی و منابع، سودآوری شرکتها را افزایش میدهند.
۴. ایمنی (Safety)
یکی دیگر از مزایای تحول دیجیتال، افزایش ایمنی در محیطهای صنعتی است. استفاده از هوش مصنوعی، روباتیک و اینترنت اشیا (Internet of Things – IoT) در کارخانههای فولاد میتواند خطرات ناشی از کار در محیطهای پرریسک را کاهش دهد. رباتها و سیستمهای خودکار میتوانند جایگزین نیروهای انسانی در فرآیندهای خطرناک شوند و میزان حوادث کارگری به حداقل برسد.
چالشهای پیادهسازی تحول دیجیتال در صنعت فولاد کدامند؟
علیرغم مزایای بیشمار، تحول دیجیتال در صنعت فولاد با چالشهای متعددی مواجه است که مانع از اجرای سریع و گسترده آن میشود:
۱. ضعف طرز فکر دیجیتال (Digital Mindset) در مدیران
یکی از مهمترین چالشها، نگرش مدیران ارشد نسبت به تحول دیجیتال است. برخی از مدیران همچنان با نگاه سنتی به کسبوکار، در برابر تغییرات مقاومت میکنند. این در حالی است که شرکتهایی که رهبران دیجیتالی قوی دارند، توانستهاند در مسیر تحول دیجیتال موفق عمل کنند. تحول دیجیتال نیازمند مدیرانی است که با فناوریهای جدید آشنا باشند، تغییر را بپذیرند و استراتژیهای آیندهنگرانه اتخاذ کنند.
۲. سطح پایین سواد دیجیتال (Digital Literacy)
عدم آشنایی کارکنان و حتی مدیران میانی با فناوریهای دیجیتال یکی دیگر از موانع اجرای تحول دیجیتال است. برای پیادهسازی موفق این تحول، باید برنامههای آموزشی گستردهای برای افزایش دانش دیجیتالی کارکنان اجرا شود.
۳. کمبود شرکتهای فناوری و استارتاپهای دیجیتال در صنعت فولاد
در بسیاری از کشورها، استارتاپهای تکنولوژی در کنار شرکتهای فولادی، نوآوریهای دیجیتالی را توسعه میدهند. اما در ایران، تعداد شرکتهای تکنولوژی که بهطور خاص بر صنعت فولاد تمرکز دارند، بسیار محدود است. این کمبود باعث میشود که شرکتهای فولادی برای اجرای پروژههای دیجیتال با مشکلات متعددی مواجه شوند.
۴. مشکلات زیرساختی و بحران انرژی
یکی دیگر از موانع تحول دیجیتال در صنعت فولاد، مشکلات زیرساختی بهویژه بحران انرژی است. کمبود برق و گاز در ایران، چالشی بزرگ برای کارخانههای فولادسازی ایجاد کرده است. هرچند که تحول دیجیتال میتواند بهرهوری انرژی را افزایش دهد، اما تا زمانی که تأمین انرژی پایدار نباشد، این اقدامات نیز تأثیر محدودی خواهند داشت.
مسئله بعدی که برای پیادهسازی دیجیتال در شرکتها مهم است، بحث تحریمها و عدم دسترسی به دانش روز دنیا، تکنولوژی روز دنیا، به ویژه تکنولوژی روز دنیا در این صنعت است. هرچند تلاشهایی صورت میگیرد، ولی تا زمانی که ابزار و فناوری فراهم نشود، به آن مزیتهای اصلی تحول دیجیتال نمیتوان دست پیدا کرد.
تحول دیجیتال میتواند بخشی از این چالشها را حل کند. به عنوان مثال با بهبود بهرهوری انرژی یا افزایش کارایی انرژی، میتوانیم مصرف را بهینه کنیم. وقتی این اتفاق بیفتد، دیگر بهرهوری از هر جهت بهبود خواهد یافت.
نقش هوش مصنوعی و تحلیل داده در صنعت فولاد چیست؟
هوشمندی و تحلیل داده در بخشهای مختلف میتواند ارزشآفرینی کند. مهمترین تأثیر هوشمندی و تحلیل داده این است که از دادههایی که در شرکتهای فولادی وجود دارد، بینش تولید کند و این بینش به ما کمک کند تصمیمات باکیفیتتری بگیریم. این تصمیمات در تمام بخشهای شرکتهای فولادی از عملیات گرفته تا مالی، منابع انسانی و IT وجود دارند. هر جایی که تصمیمی وجود دارد، نیازمند بینش است و هر جایی که نیازمند بینش باشد، باید تحلیل داده و هوشمندی را به کار بگیریم.
در آخرین مطالعات مکینزی هم به این موضوع تأکید شده که موضوع تحول دیجیتال باید از سوی مدیر عامل هدایت شود (Chief Executive Officer – CEO-led). ما میگوییم پرچم تحول دیجیتال در دستان مدیران عامل است و نمیتوان این مسئولیت را به دیگری واگذار کرد. این موضوع اهمیت بالایی دارد. لذا بسیار مهم است که رهبران سازمان به ویژه مدیران عامل چگونه نقش آفرینی میکنند، چون ما آنها را الگوی فرهنگ میدانیم و هر چیزی که آنها در موردش صحبت کنند و به آن توجه داشته باشند و رفتارشان نشاندهنده آن موضوع باشد، توسط کارکنان هم جدی گرفته میشود. در غیر این صورت همه فکر خواهند کرد که موضوع نمایشی است و جدی گرفته نخواهد شد.
هوش مصنوعی و تحلیل داده، ابزارهای کلیدی در تحول دیجیتال هستند. این فناوریها میتوانند از حجم عظیم دادههایی که در کارخانههای فولاد تولید میشود، بینشهای ارزشمندی استخراج کنند.
به کمک این بینشها، شرکتها میتوانند:
- فرآیندهای تولید را بهینهسازی کنند
- خطاهای انسانی را کاهش دهند
- تصمیمات سریعتر و دقیقتری بگیرند
توصیه شما به مدیران و کارکنان صنعت فولاد چیست؟
به مدیران محترمی که در ابتدای مسیر تحول دیجیتال مجموعه خود هستند، پیشنهاد میکنم که خودسازی و دانشافزایی خودشان و تیمشان را جدی بگیرند. هر جایی که تحولی در دنیا در هر سطحی اتفاق افتاده، افرادی که جلوتر حرکت کردهاند از میانگین افراد پشت سرشان سطح به مراتب بالاتری داشته اند. بنابراین تا زمانی که مدیران ارشد ما خودشان را نسازند و توسعه ندهند، نمیتوانند افراد پشت سرشان را به سرمنزل مقصود برسانند.
پیشنهاد دیگرم این است که نگاهشان در حوزه تحول دیجیتال یک نگاه ایدئالگرایانه نباشد. همیشه تأکید کردهام – و این در منابع معتبر بینالمللی هم هست – که تحول با تحول آغاز نمیشود. تحول دیجیتال به تحول نیاز دارد. ما در روزهای اول و ماههای اول و حتی سالهای اول کارمان در مسیر تحول دیجیتال در حال قابلیتسازی و بهبود هستیم و تلاش میکنیم صلاحیت پیدا کنیم تا کار بزرگتری انجام دهیم و به آن میگوییم تحول. پس باید قدم اول را برداریم و تلاش را آغاز کنیم و قدم به قدم به این چشمانداز نزدیک شویم. البته مسیر تحول، مسیر سختی است، نیازمند صبر و نیازمند این است که ما تلاش خودمان را انجام دهیم تا بتوانیم به آن نقطه مطلوب برسیم.
پیشنهاد میکنم برای مدیران ارشد که این موضوع را به گفتمان در شرکتهای خودشان تبدیل کنند. گفتمان یعنی این موضوع دغدغه افراد به ویژه مدیران ارشد باشد، در موردش صحبت کنند، تبادل نظر کنند، تصویر آینده بسازند و اجازه دهند این موضوع کمکم به بدنه سازمان نفوذ کند.
نکته بعد این که ضمن اینکه تلاشهایی را برای نقشهراهنویسی و برنامهریزی انجام میدهند، فراموش نکنند که باید دستاوردهای سازمان خودشان را در این حوزه ایجاد کنند و باید پروژههای پیشران تعریف کنند؛ پروژههایی که کمک میکند قابلیتهای بیشتری در شرکتشان شکل بگیرد.
امیدواریم که صنعت فولاد ایران، با پذیرش این تحول، بتواند جایگاه خود را در بازارهای بینالمللی ارتقا دهد.





