طبق گزارش موسسه وود مکنزی (Wood Mackenzie)، چین بهعنوان بزرگترین مصرفکننده فولاد جهان که ۴۹ درصد از تقاضای جهانی را به خود اختصاص داده است، انتظار میرود طی دهه آینده هر سال با کاهش متوسط ۵ تا ۷ میلیون تنی مصرف فولاد مواجه شود. این تغییر چشمگیر، چالشهای بزرگی در زمینه مازاد ظرفیت ایجاد کرده و در عین حال فرصتهایی برای هند و جنوب شرق آسیا جهت تبدیل شدن به موتورهای رشد جدید فراهم میآورد.
چاروی تریودی (Charvi Trivedi)، تحلیلگر ارشد تحقیقات فولاد و مواد خام در موسسه وود مکنزی گفت:
«سهم چین از تقاضای جهانی فولاد پیشبینی میشود از ۴۹ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۳۱ درصد در سال ۲۰۵۰ کاهش یابد. در همین حال، هند و جنوب شرق آسیا در حال ظهور بهعنوان موتورهای اصلی رشد هستند؛ بهگونهای که تنها هند انتظار میرود مصرف خود را سه برابر کرده و سهم بازارش را از ۸ درصد به ۲۱ درصد تا سال ۲۰۵۰ افزایش دهد.»
⸻
تغییر جغرافیایی مراکز تقاضا
گذار اقتصاد چین از مدلهای رشد متکی بر زیرساخت، موانع پایداری برای تقاضای فولاد ایجاد کرده است. توسعه املاک و مستغلات، که پیشتر ستون اصلی مصرف فولاد بود، اکنون با ضعف طولانیمدت روبهرو است. فعالیتهای ساختمانی همچنان در سطح پایینی قرار دارد زیرا سیاستگذاران، توازن اقتصادی را بر رشد به هر قیمت اولویت دادهاند.
تریودی افزود: «بحران مازاد ظرفیت فولاد چین به سطح بیسابقهای رسیده است؛ بهطوری که انتظار میرود مازاد ۵۰ میلیون تنی در سال ۲۰۲۵ به بیش از ۳۵۰ میلیون تن در بلندمدت برسد. اگرچه این موضوع منجر به کاهش تولید در استانهای کلیدی مانند شاندونگ و جیانگسو شده است، اما زیرساخت عظیم تولید چین بدین معناست که این کشور همچنان یک نیروی مسلط در پویایی عرضه جهانی باقی خواهد ماند، حتی با وجود کاهش احتمالی ۲۴۰ میلیون تنی تولید بین سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۵۰.»
⸻
رشد آینده توسط هند و جنوب شرق آسیا هدایت میشود
در تضاد با انقباض چین، بازار فولاد هند در سال ۲۰۲۴ رشد ۸ درصدی داشته و برای سال ۲۰۲۵ نیز رشد بیش از ۷ درصدی پیشبینی میشود؛ رشدی که با توسعه زیرساختها و گسترش بخش تولید پشتیبانی میشود. طبق گزارش وود مکنزی، عوامل بنیادین در بلندمدت همچنان قوی باقی خواهند ماند و انتظار میرود رشد مرکب سالانه ۴ تا ۵ درصدی تا سال ۲۰۵۰ ادامه یابد.
سرمایهگذاریهای زیرساختی بخش عمده رشد تقاضای فولاد هند را شکل میدهند. ابتکارات دولتی در بخشهای حملونقل، توسعه شهری و انرژیهای تجدیدپذیر فرصتهای پایدار مصرف ایجاد کردهاند. گسترش بخش تولید، بهویژه در خودروسازی و ماشینآلات نیز تقاضای بیشتری را به همراه دارد.
تریودی گفت: «جنوب شرق آسیا نیز مسیر صعودی مشابهی را دنبال میکند؛ با رشد ۶ درصدی در سال ۲۰۲۴ و رشد پیشبینیشده ۴ درصدی در ۲۰۲۵، این منطقه رشد مرکب سالانه ۳ تا ۴ درصدی را تا سال ۲۰۵۰ حفظ خواهد کرد. سهم تقاضای منطقه انتظار میرود از ۵ درصد به ۱۰ درصد تا سال ۲۰۵۰ دو برابر شود و ویتنام، تایلند و اندونزی پیشتاز رشد تقاضای فولاد جنوب شرق آسیا خواهند بود؛ زیرا این بازارها صنعتیسازی سریع را تجربه میکنند و در عین حال نسبت به اقتصادهای توسعهیافته مزیت هزینهای دارند.»
⸻
بازتوزیع جهانی مراکز تولید
طبق گزارش وود مکنزی، تولید فولاد خام جهان انتظار میرود تا سال ۲۰۵۰ با نرخ رشد مرکب سالانه ۰.۷ درصدی بهطور ملایم افزایش یابد، زیرا اقتصادهای توسعهیافته با ثبات یا کاهش تولید روبهرو خواهند بود. این بازتوازن، پویاییهای رقابتی و روابط تجاری جدیدی ایجاد میکند.
انتظار میرود هند تولید فولاد خود را تقریباً سه برابر کرده و تا سال ۲۰۵۰ به دومین تولیدکننده بزرگ جهان تبدیل شود. کارخانههای فولاد یکپارچه این کشور از منابع داخلی سنگآهن و تقاضای روبهرشد داخلی بهره میبرند. سرمایهگذاری در فناوریهای مدرن تولید، کارایی و عملکرد را بهبود میبخشد.
رشد تولید در جنوب شرق آسیا نیز از نزدیکی به منابع کلیدی مواد اولیه و هزینههای پایینتر نیروی کار سود میبرد و مزیتهای رقابتی در جایگاهیابی زنجیره تأمین ایجاد میکند. ظرفیتهای جدید عمدتاً بر فناوری کوره قوس الکتریکی و توانمندیهای فرآوری پاییندستی متمرکز هستند. تولیدکنندگان منطقهای هم بازارهای داخلی و هم فرصتهای صادراتی را هدف قرار دادهاند. در همین حال، تولید چین با وجود حفظ رهبری جهانی، با موانع ساختاری روبهروست زیرا فشار مازاد ظرفیت، این کشور را به سمت ادغام و بهبود بهرهوری سوق میدهد.
⸻
تنشهای تجاری و بازآرایی جریانهای زنجیره تأمین فولاد
به گفته وود مکنزی، حجم تجارت جهانی فولاد در سال ۲۰۲۴ به ۳۸۱ میلیون تن میرسد اما انتظار میرود امسال با کاهش ۵.۴ درصدی روبهرو شود.
دلیل اصلی این افت، افزایش موانع تجاری علیه صادرات فولاد چین و تشدید اقدامات حمایتی است. صادرات فولاد چین در بازارهای کلیدی با محدودیتهای فزایندهای از طریق تعرفههای ضد دامپینگ و اقدامات حفاظتی مواجه است، در حالی که فشار مازاد ظرفیت داخلی همچنان ادامه دارد.
با شدت گرفتن سیاستهای حمایتی در سطح جهانی، پیشبینی میشود در بلندمدت تنها ۱۲ درصد از تولید فولاد جهان (برحسب فولاد خام) صادر شود؛ رقمی که از سطح کنونی ۲۵ درصد کاهش یافته است. این امر بازتابی از حرکت تدریجی به سمت زنجیرههای تأمین منطقهایتر و کاهش شدت تجارت است. توافقهای تجاری منطقهای و روابط دوجانبه اهمیت بیشتری در جریان تجارت فولاد پیدا میکنند زیرا مزیت نزدیکی جغرافیایی و شراکتهای موجود، تداوم تجارت را علیرغم روندهای حمایتی گستردهتر تقویت میکند. با این حال، اجرای احتمالی مالیاتهای کربنی در آینده، صادرات تولیدکنندگان فولاد با شدت انتشار بالا را بهطور ساختاری بازدارنده خواهد کرد.
⸻
حمایتهای سیاستی؛ عامل حیاتی گذار صنعت
طبق سناریوی تحول صنعت جهانی فولاد وود مکنزی، تنها چین تا سال ۲۰۵۰ با بیش از ۳۵۰ میلیون تن ظرفیت مازاد مواجه خواهد شد که بخش عمده آن در کورههای بلند پرکربن متمرکز است. حتی در اقتصادهای پیشرفته که پذیرش کورههای قوس الکتریکی (EAF) بهعنوان یک اولویت سیاستی مطرح است، پیشرفتها نابرابر بوده است. در اروپا، از مجموع ۷۵ تا ۸۰ میلیون تن ظرفیت جدید اعلامشده برای EAF، تنها ۲۰ تا ۲۵ میلیون تن در حال ساخت است، در حالی که ۱۵ تا ۲۰ میلیون تن دیگر متوقف یا لغو شدهاند؛ این امر شکاف روبهگسترش میان اهداف بلندمدت اقلیمی و واقعیتهای کوتاهمدت اقتصادی را برجسته میکند.
افزایش تورم، ضعف تقاضای فولاد و فشار بر حاشیه سود، شرکتهای بزرگ را با مشکلات مالی مواجه کرده و تأمین مالی پروژههای سرمایهبر فولاد سبز را دشوارتر ساخته است. تریودی در پایان افزود:
«ترکیب موانع اقتصادی، حمایت ناکافی سیاستی و بازارهای محدود برای فولاد سبز ممتاز، اشتهای صنعت برای کربنزدایی را محدود کرده است. شرایط کنونی بازار، نیازمند حمایت قویتر دولتها و چارچوبهای مقرراتی روشنتر برای تسریع گذار صنعت به سمت روشهای پایدار تولید است.





