در حالی که صنعت فولاد جهان زیر بار مازاد ظرفیت نزدیک به ۶۴۰ میلیون تنی و هجوم بیش از ۱۰۰ میلیون تن صادرات ارزانقیمت چین دستوپا میزند، خاورمیانه خود را در موقعیتی نامتعارف و استراتژیک مییابد. منطقهای که دههها عمدتاً به عنوان صادرکننده انرژی خام شناخته میشد، اکنون به صحنه نبردی تعیینکننده برای تسخیر بازارهای زنجیره ارزش جدید فلزات تبدیل شده است
بر خلاف رقبای سنتی در آسیا و اروپا که نزدیک به ۷۰ درصد فولاد خود را در کورههای بلند متکی به زغالسنگ با انتشار میانگین ۲.۲ تن دیاکسید کربن به ازای هر تن فولاد تولید میکنند، قلب تپنده تولید خاورمیانه بر پایه فرآیند احیای مستقیم (DRI) و کورههای قوس الکتریکی (EAF) بنا شده است. این ساختار مبتنی بر گاز طبیعی، انتشار کربن را به حدود ۱.۰ تا ۱.۲ تن در هر تن فولاد کاهش میدهد؛ مزیتی ساختاری که در آستانه اعمال کامل سازوکار تعدیل مرزی کربن اتحادیه اروپا (CBAM) و تعرفههای اقلیمی، ارزشی تجاری پیدا کرده است.
با این حال، چالشهای پیشرو چندوجهی و کمسابقه است. برآورد انجمن جهانی فولاد از رشد بسیار ضعیف تقاضای جهانی (حدود ۰.۳ درصد در سال ۲۰۲۶ و رسیدن به ۱.۷۲ میلیارد تن)، رقابت بر سر قیمت در مقاطع ساختمانی پایه را به شدت فرسایشی کرده است. در این میان، تقاضای داخلی منطقه به واسطه پروژههای زیرساختی عظیم در کشورهای حوزه خلیج فارس—که پیشبینی میشود سالانه بیش از ۵۵ تا ۶۰ میلیون تن فولاد مصرف کنند—سپر محافظی در برابر رکود جهانی ایجاد کرده است.
معادله بقا برای تولیدکنندگان منطقه اکنون بر دو ستون استوار است: ارتقای کیفیت به فولادهای آلیاژی و ورقهای ویژه با ارزش افزوده بالا، و انتقال تدریجی خوراک گازی به هیدروژن سبز برای رساندن انتشار کربن به زیر ۰.۵ تن. خاورمیانه پتانسیل تبدیل شدن به هاب جهانی «فولاد کمکربن» را داراست، اما پنجره زمانی برای حفظ این برتری محدود است. در اقتصادی که هر تن دیاکسید کربن بهزودی جریمهای دهها یورویی در مبادی ورودی اروپا خواهد داشت، سبقت در فناوریهای پاک تنها ضامن تداوم حضور در بازارهای تراز اول بینالمللی خواهد بود.




