عدم امنیت در کشتیرانی، هزینه بیمه و حمل را به متغیری تازه در رقابتپذیری صادرات فولاد ایران تبدیل کرده است
گزیده جهان فولاد – تحلیل بازار | ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶
تشدید تنشهای نظامی در تنگه هرمز طی روزهای اخیر، معادله صادرات فولاد ایران را پیچیدهتر کرده است. اکنون در کنار قیمت محصول، محدودیتهای انرژی و تحریمهای مالی، هزینه و امکان دسترسی به حملونقل دریایی نیز میتواند بر توان رقابتی فولاد ایران در بازارهای صادراتی اثر بگذارد.
آخرین دادههای رهگیری کشتیها از کاهش محسوس تردد تجاری در تنگه هرمز حکایت دارد. نهم سپتامبر تنها هفت کشتی حامل کالا از این آبراه عبور کردند؛ در حالی که متوسط روزانه در ۱۰ روز پیش از آن حدود ۱۴ فروند بود. در میان شناورهای عبوری، کشتیهای حمل کالای خشک نیز دیده میشدند؛ بخشی از ناوگان تجاری که در حمل مواد معدنی و محمولههای فولادی نقش مهمی دارد.
کاهش تردد در شرایطی رخ داده که حملات به شناورهای تجاری در منطقه شدت گرفته است. ایران روز چهارشنبه اعلام کرد در واکنش به حمله آمریکا به پنج نفتکش ایرانی، ۱۰ شناور را در محدوده هرمز هدف قرار داده است. همزمان، مقامهای ایرانی درباره پاسخهای بیشتر در صورت ادامه حملات هشدار دادهاند.
مسئله فقط بستهشدن تنگه نیست
برای تجارت فولاد، خطر اصلی لزوماً بستهشدن کامل تنگه هرمز نیست. ادامه عبور کشتیها نیز به معنای عادی بودن تجارت نیست.
افزایش حق بیمه ریسک جنگ، هزینه بالاتر سوخت، احتمال تأخیر در ورود و خروج کشتیها و مهمتر از همه، کاهش تمایل برخی مالکان کشتی به پذیرش محمولههای مرتبط با ایران، میتواند هزینه صادرات را افزایش دهد؛ حتی اگر بنادر همچنان فعال باشند.
جهش قیمت انرژی نیز بر این فشار افزوده است. قیمت نفت برنت در ۱۰ سپتامبر با افزایشی حدود ۵ درصد از ۱۰۶ دلار در هر بشکه عبور کرد. ادامه قیمتهای بالای نفت میتواند هزینه سوخت کشتیها را افزایش دهد و فشار بیشتری بر نرخهای حمل وارد کند.
برای فولاد ایران، این تغییر اهمیت ویژهای دارد. در بازارهای صادراتی، اختلاف چند ده دلار در هر تن میتواند نتیجه رقابت میان عرضهکنندگان بیلت، اسلب و سایر محصولات فولادی را تغییر دهد. در نتیجه، حتی اگر قیمت FOB فولاد ایران ثابت بماند، افزایش کرایه حمل، بیمه و هزینههای مرتبط با ریسک میتواند قیمت تمامشده محموله در مقصد را بالا ببرد.
به این ترتیب، مزیت قیمتی تولیدکننده ایرانی ممکن است بدون آنکه قیمت فروش در مبدأ افزایش یافته باشد، در مسیر رسیدن به مشتری کاهش یابد.
فشار بر مسیرهای صادراتی جنوب
ادامه ناامنی دریایی، بنادر جنوبی ایران را نیز در معرض فشار بیشتری قرار داده است. گزارشهای اخیر از کاهش فعالیتهای تجاری و بندری در منطقه حکایت دارد؛ وضعیتی که در صورت طولانیشدن بحران میتواند برنامهریزی برای بارگیری و تحویل محمولههای صادراتی را دشوارتر کند.
این شرایط صادرکنندگان فولاد را با معادلهای دشوار روبهرو میکند. اگر هزینه حمل برای خریدار افزایش یابد، فروشنده ایرانی ممکن است برای حفظ جذابیت محموله ناچار به ارائه تخفیف بیشتر در قیمت FOB شود. در غیر این صورت، قیمت نهایی در مقصد افزایش مییابد و قدرت رقابت فولاد ایران در برابر عرضهکنندگان دیگر کاهش پیدا میکند.
بنابراین، اثر بحران هرمز لزوماً به شکل افزایش قیمت فولاد در مبدأ دیده نخواهد شد. یکی از پیامدهای مهمتر میتواند افزایش فاصله میان قیمت صادراتی در بندر ایران و هزینه نهایی تحویل محموله به خریدار خارجی باشد.
چابهار؛ مسیری که اهمیت بیشتری پیدا میکند
در چنین شرایطی، موقعیت جغرافیایی چابهار بیش از گذشته مورد توجه قرار میگیرد. برخلاف بندرعباس و بنادر داخل خلیج فارس، کشتیهایی که از چابهار راهی آبهای آزاد میشوند نیازی به عبور از تنگه هرمز ندارند.
این تفاوت در شرایط عادی یک مزیت جغرافیایی است، اما در دوره افزایش ناامنی در هرمز میتواند در انتخاب مسیر صادراتی اهمیت بیشتری پیدا کند.
نشانه این ظرفیت را میتوان در مناقصات اخیر نیز دید. در یکی از مناقصات صادراتی اواخر اوت، ۲۵ هزار تن بیلت برای تحویل FOB بندرعباس و ۱۰ هزار تن برای تحویل FOB چابهار عرضه شده بود.
با این حال، چابهار راهحلی بدون هزینه نیست. فاصله مراکز اصلی تولید فولاد تا این بندر، ظرفیت زیرساختهای حمل و هزینه انتقال زمینی محموله از جمله عواملی است که باید در محاسبات لحاظ شود. علاوه بر این، چابهار نیز از ریسکهای گستردهتر ناشی از بیثباتی منطقهای کاملاً مصون نیست.
حملونقل؛ فشار تازه بر صادرات فولاد
صنعت فولاد ایران پیش از بحران کنونی نیز با محدودیت انرژی، تحریمهای مالی و دشواری انتقال پول روبهرو بود. افزایش ریسک حملونقل دریایی میتواند فشار دیگری بر صادرات این صنعت وارد کند.
پیش از تشدید تنشهای اخیر، گزارشهای بازار در اواخر ژوئن نرخ حمل کشتیهای Supramax از ایران به چین را حدود ۳۶ تا ۳۸ دلار به ازای هر تن اعلام میکردند. حتی در آن مقطع نیز گزارشهایی از تمایل محدود مالکان کشتی برای پذیرش بار از بندر امام خمینی منتشر شده بود.
برای شرایط فعلی هنوز نرخ تازه و قابل اتکایی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن میزان افزایش هزینه حمل فولاد ایران را با دقت محاسبه کرد. با این حال، کاهش تردد کشتیها، افزایش ریسکهای بیمهای و رشد قیمت انرژی، همگی هزینه و پیچیدگی حمل دریایی را افزایش دادهاند.
اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، یکی از مهمترین آثار بحران بر فولاد ایران ممکن است نه در خطوط تولید، بلکه در مسیر میان کارخانه و مشتری خارجی دیده شود.
تنگه هرمز سالها عمدتاً از منظر امنیت انرژی و تجارت نفت مورد توجه بوده است؛ اما تحولات اخیر نشان میدهد اختلال در این مسیر میتواند مستقیماً به مسئله رقابتپذیری صادرات فولاد ایران نیز تبدیل شود.




